ارداويراف: ویراف مقدس، نام يکي از موبدان که به عقيده پارسيان صاحب معراج بوده و ارداويرافنامه معراجنامه اوست.
Ardaviraf is the author of (Arda-Viraf-Name). (Arda-Viraf-Name) is a Zoroastrian religious text which describes the dream-journey of a devout Zoroastrian through the next world. It has been compared to Dante's Divine Comedy.
توافق‌نامه

عليرغم اينكه پست قبلي براي تنوير افكار عمومي نوشته شده بود، اما ظواهر امر نشون ميده كه افكار عمومي نه تنها اونقدرها منور نشده، بلكه برخي از قسمت‌هاش مكدر نيز شده!

قطعا هركدوم از بندهاي اين توافقنامه حاصل بروز برخي از مشكلات در روند قبول سفارش اينترنتي است. مساله اصلي اينه كه طراحي قالب بخشي از حرفه‌اي است كه من در كنار ساير موارد بهش مشغولم. ممكنه شما امروز ايميلتون رو باز كنين و ببينين كه چندتا سفارش براي طراحي قالب دارين. وقتي تعداد سفارش‌ها كمه، شما فرصت دارين تا با ردوبدل كردن چندتا ايميل همه اونچه كه سفارش دهنده‌ها بايد در مورد كار شما بدونن، بهشون بگين. اما وقتي تعداد سفارش‌ها زياد ميشه، تبادل ايميل كار سختي ميشه! كار به جايي ميرسه كه مجبور ميشين ايميل‌هاي سفارش دهنده‌هاي مختلف رو براي بقيه كپي پيست كنين! تازه اين اول راهه! ممكنه شما مبادله ايميلتون با يه نفر سه هفته طول بكشه و اون مرتب طي اين سه هفته 5 بار سليقه و نظرش در مورد طراحي قالب و موضوع وبلاگش عوض بشه!
مثلا ممكنه شما بعد از دو هفته مكاتبه، چنين طرحي رو با 5 تركيب متفاوت براي يك سورئاليست فارسي زبان، طراحي و ارسال كرده باشين:

پرشين سورئاليست

و اون در پاسخ اين عكس رو به عنوان اونچه كه از شما انتظار داشته ارسال كنه!!!

فهميدن اين موضوع كه ادامه طراحي براي چنين وبلاگ نويسي بيفايده است، كار سختي نيست! اما اونچه كه مهمه، اينه كه شما بخشي از فرصت خودتون رو صرف انجام كاري كرده‌ايد كه نه نتيجه‌اي براي شما داشته، نه نتيجه‌اي براي طرف مقابل!
اينجاست كه بند اول توافقنامه به كار مياد:
اولين كسي كه بايد بدونه شما دقيقا چه چيزي از طراح انتظار دارين «خودتون» هستين! نه «طراح»!
بدون در نظر گرفتن اين بند از توافقنامه، شما بعد از چند هفته تلاش، متهم به بدقولي يا عدم كفايت در طراحي ميشين!!!

بند دوم توفقنامه بيشتر شامل حال كساني ميشه كه هنوز نميدونن براي چي دارن وبلاگ مي نويسن:
«اگر امكاناتي كه نياز دارين در سرويس وبلاگي شما وجود نداره، اصرار بيفايده است!»
هنوز نميدونن كه توي وبلاگشون بايد لينك‌هاي مفيد به مردم معرفي كنن، يا بايد عكساي قشنگ به مردم نشون بدن، يا بايد براي ملت موزيك پخش كنن، يا…
اين دسته هم طي پروسه طراحي دائما به امكانات وبلاگشون اضافه مي كنن و وقتي شما بهشون ميگين كه اين كار در پرشين بلاگ امكان پذير نيست، خيال مي كنن دارين اونا رو ميپچون. اساسا چون آگاهيشون در همه زمينه‌هاي وب كمه، برائت جستن هم از اتهامي كه بهتون وارد شده كار سختيه و ممكنه تا مدتها هروقت به وبلاگتون سر ميزنن، يك كامنت تلافي جويانه‌اي هم نصيبتون كنن! اين قبيل قالب‌ها هم غالبا به نتيجه خاصي منجر نمي‌شن و جز دلخوري و از دست رفتن وقت و انرژي ثمري ندارن!

در بند سوم، توافقي در كار نيست! اين بند اساسا يك پيشنهاد دوستانه است!

بند چهارم گواه اين مساله است كه در عالم وب، هيچ كاري غيرممكن نيست! من اين مساله را بارها اثبات كرده‌ام! اگر يك هاستينگ مجهز به PHP داشته باشين، تقريبا همه نوع كاري مي‌تونين در وبلاگ يا سايتتون بكنين. مثل مبدل پرشين بلاگ به مووبل تايپ كه خيليا معتقد بودن امكان پذير نيست. يا مثلا نسخه بتاي ارداويراف، كه توش Perl و PHP و MySQL و MT و JavaScript و XML و HTML رو قاطي كرده بودم و هنوز هم از اين بابت مشابهي نداره!
ارشميدس يه خالي بسته بود، منم يه خالي ديگه مي‌بندم: يه هاستينگ PHPدار به من بدين تا دنيا رو براتون تكون بدم!!!

بند پنجم، كاربردي ترين روشيه كه تا حالا براي شروع يك سفارش طراحي پيش گرفتم، كسي كه كامل‌ترين پاسخ رو به اين بند داده، يكي از قشنگ‌ترين قالب‌ها نصيبش شده!

بادبادكها

روند مکاتبات ايميلي براي شروع يک طراحي درست به همين شکله که توي توافقنامه اومده. يعني بعد از اينکه کلي وقت صرف تفهيم موارد بالا بين سفارش دهنده و طراح شد، تازه ميرسيم به اينجا که متوجه ميشيم سفارش دهنده اصلا توي باغ نبوده که بايد در قبال خدماتي که دريافت ميکنه هزينه صرف کنه!!! از کجا متوجه ميشيم؟! از از اينجا که بعد از آخرين ايميل طراح (که يه جورايي نرخنامه نيز محسوب ميشه)، سفارش دهنده براي هميشه ناپديد ميشه و يا در بهترين حالت اعلام انصراف مي کنه!
يک آسيب شناسي کامل بايد در اين مورد صورت بگيره تا دقيقا معلوم بشه که چرا کسر زيادي از سفارش هايي که اين روزها بدستم ميرسه، از طرف کسانيه که فکر مي کنن من در راه خدا قالب طراحي مي کنم!
در اينکه اين روزها عده وبلاگ هاي فارسي از عدد ستاره هاي قابل رويت آسمان نيز بيشتر شده شکي نيست. در اين که کسري بزرگي از اين ستاره ها رو جووناي الکي خوشي تشکيل ميدن (که براي اثبات باحالي خود!) توي وبلاگشون SMS مينويسن، جوک هاي همديگه رو کپي مي کنن و آموزش هک کردن مي دهند نيز شکي نيست. با خودم فکر مي کنم که شايد اين جماعت از سر خودشيريني (و اثبات باحالي) براي همديگر قالب نيز طراحي مي کنند! براي يک پسر الکي خوش چه سعادتي بالاتر از اين که ضمن فارسي کردن يک قالب آماده مخ دختري را هم بزند! اگر مواردي از اين دست زياد باشد، هيچ بعيد نيست که دختري بيايد و سفارش طراحي قالب بدهد و برايش کاملا بديهي باشد که نبايد هزينه اي بپردازد! (فقط با رندي خاصي بايد مراقب باشد که مخش نخورد!)
بعد از اين همه توضيحي که دادم بايد توانسته باشم هدف از بند ششم توافقنامه را برسانم:
«طراحي قالب در اين مکان مجاني نيست؛ تعرفه منصفانه و مصوب دارد»

بند هفتم توافقنامه يک جور نکته مهم کنکوري محسوب مي شود!

بند هشتم را به تازگي به توافقنامه اضافه نموده‌ام و مراد از آن «راه تکرار بر خطر بستن» است در مورد انبوه سفارش هايي که به جايي ختم نمي‌شوند!

به اميد آنکه همه سوء تفاهم‌ها از همه دوستاني که کامنتي و تلفني و ايميلي مرا ياري مي‌کنند رفع شده باشد.

مجموعه روزمره، 25
لايسنس اگريمنت

اينكه مي‌گم مردمان باحالي در آستارا سكونت دارن، نه فقط به خاطر باحالي خودشونه، كه كاراشون نيز باحال جلوه مي‌كنه! يعني ممكنه همينطور كه در خيابان راه ميرين به مغازه‌اي برسين كه روي شيشه‌ش نوشته:

بدهكاران نمونه

قضيه از اين قراره كه بيشتر خريد و فروش‌هاي مردمان اين شهر به صورت نسيه و اقساطيه! زماني كه يك مغازه‌دار احساس مي‌كنه كه كسر بزرگي از سرمايه‌ش به صورت نسيه و اقساط در دست و شكم مردم شهره، اقدام به افشا كردن اسامي بدهكارترين مردم شهر مي‌كنه (مردمان آذري زبان اين شهر به «بدهكارترين مردم شهر» مي‌گن «بدهكاران نمونه»!) و چون شهر كوچيكه و همه‌ي مردم همديگر رو جداندرجد مي‌شناسن، هيچ اقدامي ناگوارتر از درج شدن اسمشون در ليست «بدهكاران نمونه» نيست!



جهت تنوير افكار عمومي در راستاي سفارش طراحي قالب بايد چند نكته رو متذكر شم:
- با خودتون رودربايستي نداشته باشين! اگر قراره سفارش طراحي قالب (به من يا به هركس ديگه!) بدين، اولين كسي كه بايد بدونه شما دقيقا چه چيزي از طراح انتظار دارين «خودتون» هستين! نه «طراح»!
- از همين ابتدا به همه امكاناتي كه در وبلاگ واقعا به اونا احتياج دارين، فكر كنين. اگر امكاناتي كه نياز دارين در سرويس وبلاگي شما وجود داره كه هيچ! ولي اگر امكانات مورد نيازتون در سرويس وبلاگي فعلي نيست، به جاي اصرار كردن به طراح، به فكر عوض كردن سرويس وبلاگيتون باشين!
- اگر از سرويس وبلاگي خودتون راضي هستين و همه اونچه نياز دارين رو به شما ميده، هيچ دليل عقلاني‌اي براي به اصطلاح دات‌كام شدن وجود نداره. پزدادن به دات‌كام به عقيده من دليل عاقلانه‌اي نيست و اگر هم باشه به مشكلات و دردسرهاي هاست و دامنه نمي ارزه! صحنه‌اي رو تصور كنين كه هاستينگ شما بدليل مليت ايراني‌تون down شده و همه رفقاتون در پرشين‌بلاگ (كه پز دات‌كام شدن بهشون دادين!) وبلاگ دارن و شما دستتون از زمين و زمان كوتاهه!
- علاوه بر همه چيزايي كه گفتم، اگر قصد دارين وبلاگي با قابليت‌هاي خارق العاده داشته باشين (مثل فتوبلاگ، موزيك بلاگ، سيستم پاسخ كامنت، قالب‌هاي متغير و …) تنها راه، دات‌كام شدن است! (البته با قبول مشقت‌هاش)
- سعي كنين به بهترين و رضايت‌بخش‌ترين شمايلي كه وبلاگتون مي‌تونه داشته باشه فكر كنين و هرچي رو به مخيله‌تون خطور كرد (هرچند جزيي) به طراح بگين. اين كار سرعت تكميل قالب را دو برابر مي‌كنه. طراحي كه نمي‌دونه سفارش‌دهنده چه جور قالبي مي‌خواد، بايد همه چيز رو از صفر و به روش سعي و خطا دنبال كنه.
- هزينه طراحي قالب ارداويراف شامل طراحي صفحه اول، صفحه آرشيو و صفحه يادداشت‌ها 70 هزارتومنه و هيچ ارتباطي به سرويس وبلاگي شما نداره. (اين هزينه از سال 82 تا الان فقط 20هزارتومن افزايش پيدا كرده!) اين هزينه شامل امكانات اضافي مثل فتوبلاگ و موزيك بلاگ و غيره نميشه و بابت اونا يه هزينه ناچيزي به مبلغ اضافه ميشه.
- به دليل اعتبار روزافزون ملت ايران در جوامع بين‌المللي و سرويس منظم و بي نقصي كه از سوي ابرقدرت‌هاي شرق و غرب در اختيار ايرانيان قرار مي‌گيره، ارداويراف ديگه به هيچ احدالناسي هاستينگ نميفروشه و براي هيچ بني‌بشري دامنه ثبت يا تمديد نميكنه! اين يعني مبالغ فوق شامل هاست و دامنه نميشه و براي اين قبيل موارد بايد به جاي ديگه‌اي مراجعه كنين!
- براي شروع طراحي يك قالب بايد كسري از كل هزينه رو به حساب ارداويراف واريز كنين و ارداويراف حداكثر ظرف يك هفته وبلاگتون رو تحويل و ظرف دوهفته نقائص احتماليشو تكميل مي‌كنه.
- ارداويراف همه قالب‌هايي رو كه طراحي مي‌كنه، تا يكسال پشتيباني مي‌كنه! اين يعني هرگونه تغييري كه به ساختار كلي قالب صدمه نزنه، به صورت رايگان انجام مي‌شه.
- زين پس فرض رو بر اين ميذارم كه هركس قالب وبلاگ سفارش ميده، اين لايسنس اگريمنت رو خونده و اكسپت كرده!

مجموعه روزمره، 4
تنقلات

در اين شهر كه ما زندگي مي‌كنيم، مردمان باحالي سكني گزيده‌اند! و از باحالي اين مردم هرچه بگويم، كم گفته‌ام! از جنبه‌هاي باحالي اين مردم يكي اينست كه به فوائد و محسنات مشروبات الكلي بيش از مضرات و محرماتش معتقدند!!! تا آنجا كه امروز يكي از اهالي برومند اين خطه‌ي سرسبز مدعي بود كه نصف جوانان اين شهر به خريد و فروش اينگونه تنقلات اشتغال دارند!
خوب البته ردپاي اين قشر مردمان را (چه توليد كننده باشند، چه توزيع كننده و چه مصرف كننده!) در همه شهرها و آبادي‌هاي كشور عزيزمان مي‌توان يافت؛ اما چيزي كه آستارا را از مابقي ايران ممايز مي‌سازد، (علاوه بر كثرت توليد و توزيع و مصرف)، بي ريايي مردمانش است؛ اين جماعت كاري را كه ملت به مخفيانه‌ترين شكل ممكن انجام مي‌دهند، در روزنامه محلي خود (با افتخار!) چاپ مي‌كنند:

دوهفته نامه پيك آستارا

مجموعه روزمره، 18
هارددیسک خفن

ملت صبح-ظهر-شب آویزون بودن که چرا کسی واسه ما کامنت نمی‌تونه بذاره! رفتم کامنتاشونو درست کردم، حالا شب-صبح-ظهر آویزونن که چرا این همه کامنت داره واسه ما میاد! خب داداش من، اول شما تکلیف خودتو با خودت روشن کن؛ بعد من میام تکلیف وبلاگتو با کامنتاش روشن می‌کنم!

جاتون خالی! پریروز داشتم از چهارراه ولی عصر رد می‌شدم، دیدم یه شرکت کامپیوتری داره اساسیه‌ی بلا استفاده شو می‌ریزه دور! هر چی رو که دم دستشون اومده بود، آورده بودن گذاشته بودن کنار خیابون؛ بعضی‌هاشون رو هم ریخته بودن توی سطل آشغال! از مادربرد و هارد و سی‌دی‌رام گرفته تا کارت صدا و کارت گرافیک و رم و زیپ درایو! هرکی رد می‌شد -چه سرش از کامپیوتر درمیومد، چه در نمیومد- از یک تیکه تا چند کیسه، هر چی می‌تونست بر می‌داشت. من هم به اندازه‌ای که می‌تونستم چند تا سی‌دی‌رام و رایترو و هارد و رم و غیره ذلک برداشتم!
آخر شب که بیکار شدم، چندتاشونو تست کردم؛ توی اون چیزایی که دست دوم بود، دو تا هارد سالم، یکی 40 گیگابایتی، یکی 10 گیگابایتی سالم از آب در اومد! دو تا رم 8 مگابایتی، دو تا کارت گرافیک 32 مگابایت رم و یک کارت صدا هم سالم بودن!!! ولی سی‌دی رام ها و رایترها همه خراب بودن.
اینکه میگم از توی اونایی که دست دوم بودن به این خاطره که دو شیء ناشناس هارددیسک مانند هم که آکبند بودن توی چیزایی بود که مستقیما از توی سطل آشغال پیدا کرده بودم!
جعبه این دو شیء رو که باز کردم، بیشتر مطمئن شدم که هارددیسکن، ولی قسمت عجیبش اینجا بود که جای پورت IDE نداشتن و شکل پورتشون یه جور دیگه بود. کاتالوگ یکیشون رو که ورق زدم دستگیرم شد که اینا یه جور هارد دیسک خیلی خفنن! خفنی شون از اینجا بود که سال ساختشون 1996 بود!!! و حجمشون 20 گیگابایت!!!! می‌دونین که در حول و حوش سال 1996، قیمت یک هارددیسک یک گیگابایتی با مجموع قیمت بقیه قطعات کامپیوتری که اون هارد روش نصب بوده، برابر بوده! این یعنی اینکه با پول این اشیاء هارددیسک مانند در زمان تولید می‌شده حداقل 10 تا کامپیوتر خرید!
اما من هنوز نمی‌دونم اینا به چه دردی میخورن و اصولا با این پورت‌های خفن و غیر استاندارد، روی چه جور مادربردی میشه سوارشون کرد؟!
اینا رو از این بابت نوشتم که اگه کسی میدونه اینا رو دقیقا چه جوری و کجاها میشه استفاده کرد، به منم بگه.

هارددیسک خفن
برخی مشخصات این قوطی اونطور که توی کاتالوگش نوشته:
Seagate
Barracuda 9FC
Fibre Channel
Disc Drive
ST19171FC
Capacity (Unformatted): 11.7 Gbytes
Capacity (Formatted): 9.1 Gbytes
Interface: Fiber Channel
Disc rotation RPM: 7200

مجموعه روزمره، 14
پزشك بدخط!

چند روز قبل، پيش فاكتور خريد كامپيوتر سيامك رو گذاشته بودم اينجا:

فاكتور كامپيوتر

دستخط كامپيوترچي‌ها را ربط داده بودم به دستخط دكترها! بعد با ذكر اين نكته كه كسي به داروخانه‌چي‌ها بابت خوندن دستخط دكترها جايزه نميده، مدعي شدم كه هركي اين پيش فاكتور رو بخونه و بفهمه كامپيوتر سيامك الان چه مدليه جايزه داره!
همون روز كه اين پسته اينجا بود يه نفر به اسم insomniac اومده بود و نسخه كامپيوترچي رو خونده بود و موبه‌مو نوشته بود!
فرداش هم داريوش سرورش رو عوض كرد و نتيجه‌ش اين شد كه كل مطلب و كامنتش پريد. ما از اين انشا نتيجه مي‌گيريم كه دستخط بني بشر هر چقدر هم كه آراسته به صفات خرچنگ-قورباغه‌اي باشه، بازهم هستند كساني كه اون خرچنگ-قورباغه‌ها رو detect مي‌كنن! نتيجه بعدي انشا اين بود كه خدا رو شكر، داريوش سرورش رو عوض كرد و ما را از به سربردن در جوار باقالي‌ها نجات داد. نتيجه بعدي اين انشا اين بود كه هركس مطلب پابليش شده‌ي مردم رو بپرونه، خدا مطالب پابليش شده‌ش رو ميپرونه!

مجموعه روزمره، 6

  • درباره ارداويراف
  • درباره من


  • طراحي وب(13)
              
    عكاسي(2)
        
    لوگو(10)
              
    پوستر(5)
              
    نقاشي(4)
            
    كارت ويزيت(5)
              
    نشريه(1)
      


    مجموعه‌ها
  • روزمره (145)
  • عكس (29)




  • دوستان


    آرشيو
  • September 2007
  • May 2007
  • April 2007
  • January 2007
  • November 2006
  • September 2006
  • June 2006
  • April 2006
  • March 2006
  • January 2006
  • December 2005
  • November 2005
  • October 2005
  • September 2005
  • August 2005
  • July 2005
  • June 2005
  • May 2005
  • April 2005
  • March 2005
  • February 2005
  • January 2005
  • December 2004
  • November 2004
  • October 2004
  • September 2004
  • August 2004
  • July 2004
  • June 2004
  • May 2004
  • April 2004
  • March 2004
  • February 2004
  • January 2004
  • December 2003
  • November 2003
  • October 2003
  • September 2003
  • August 2003
  • July 2003
  • June 2003
  • May 2003
  • April 2003
  • March 2003