[ Arda Viraf ]ارداویراف یک وبلاگ شش ساله است که طراحی وب و قالب وبلاگ از اهم فوائد آن است! ارداويراف نام يکي از موبدان زرتشتی است که به عقيده پارسيان صاحب معراج بوده و ارداويرافنامه معراجنامه اوست.

Ardaviraf          

ارداویراف در اینجا نام وبلاگ است.

بایگانی برای November, 2003

کسوف قطب جنوب

06 آذر 1382

فکر می کنین از این بدشانسی بزرگتر تا حالا سراغ کسی اومده باشه؟! روز دوشنبه 3 آذر یه کسوف کلی توی قطب جنوب اتفاق افتاده. 101 نفر از دانشمندا و منجم های دنیا برای دیدن این کسوف برنامه ریزی می کنن که 11 آبان به سمت قطب جنوب حرکت کنن و ایشالا 3 آذر برسن به قطب جنوب و کسوف رو ببینن. این اولین باری بوده که بشر میخواسته یه کسوف کلی رو توی قطب جنوب ببینه. آخرین باری که توی قطب جنوب کسوف شده 100 سال پیش بوده و ظاهرا غیر از پنگوئن ها هیچکس اونو ندیده! حالا توی این گروه دو نفر ایرانی هم بودن که واسه خودشون سایت درست کردن و خبرهای این سفرشون رو لحظه به لحظه ارسال می کردن و از این حرفا. مثلا کلی هم برنامه ریزی می کنن که یه وقت اون موقع توی قطب جنوب هوا ابری نباشه.
در حالی که در تمام طول سفر هوا آفتابی بوده، یک ساعت قبل از کسوف هوا ابری میشه و یک ساعت بعد هم دوباره آفتابی میشه!!!

من از همینجا به تک تک اون 101 نفر خسته نباشید و دست مریزاد میگم! اگه به جای اون همه تجهیزات رصد و عکسبرداری و فیلمبرداری و مخابره لحظه به لحظه اطلاعات و … به اندازه یه بند انگشت شانس با خودشون می بردن، اینجوری نمی شد…

اینم فیلمش.


شعر عراقی

01 آذر 1382

بعدازظهر. ماه رمضون. هوا ابری و گرم. خیابون خلوت؛ ساکت. هیچ چیز دلچسب تر از این نیست که کفشاتو در بیاری و راحت و آسوده روی چمن بخوابی…

به نظر میاد بعضی ها مجبورن توی وبلاگشون شعر بنویسن! به هر قیمتی شده باید یه شعر رو از اعماق ذهنشون نبش قبر کنن و هر قسمتش که یادشون اومد بنویسن، هر جاش هم که یادشون نیومد، خودشون مرتب می کنن!
این بنده خدا یه چند بیتی از «عراقی» نوشته. ولی چون زیاد یادش نمیومده، یه کم هم از خودش مایه گذاشته: (شعر رو همینجوری پشت سر هم نوشته!)

به کدام مظهر هستیم؟به کدام ملت هستیم؟که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرائی؟به تباهه کعبه رفتم به حرم رهم ندادن که برون در چه کردی که درون خانه ایی؟به قمار خانه رفتم همه پاک باز دیدم!چو به صعمه رسیدم همه،همه زاهد ریاهی! در غیر میزدم من که یکی ز درب در آمد که درا،درا عراقی که تو هم از آن مائی…..

برای اینکه ببینین درستش چه جوری بوده، اصل شعر رو براتون می نویسم : ( در متن بالا قسمت هایی رو که اختلاف داره پر رنگ کردم!)

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی

همه شب نهاده ام سر، چو سگان، بر آستانت
که رقیب در نیاید ببهانه گدایی

مژه ها و جسم یارم بنظر چنان نماید
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

در گلستان چشمم ز چه رو همیشه بازست
بامید آنکه شاید تو به چشم در آیی

سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن
که شنیده ام ز گلها همه بوی بی وفایی؟

بکدام مذهبست این، بکدام مکتبست این
که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟

بطواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی که درون خانه آیی؟

بقمارخانه رفتم، همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

در دیر میزدم من، که یکی ز در درآمد
که درا، درا، عراقی که تو خاص از آن مایی

(از دیوان عراقی، صفحه243، چاپ نفیسی) pic38.jpg


من یواش یواش می خوام عطای این جناب div رو به لقاش ببخشم! شما هم اگه جای من بودین و از توی دانشکده و با اینترنت اکسپلورر5 آنلاین می شدین و جلو چش ملت، یه مشت چرت و پرت به جای وبلاگ می دیدین، همونجا از هرچی div هست بیزار میشدین!
بچه که بودیم همیشه از لولو و div و جن و از اینجور چیزا می ترسیدیم! حالا که بزرگتر شدیم و ورژن اکسپلوررمون رفته بالا، نه تنها div برامون ترسناک نیست، بلاکه یک کمی هم خواستنی شده!!! ولی خداوکیلی اگه ورژن اکسپلوررتون 5 یا پایینتر باشه، این div به موجود خیلی وحشتناکی تبدیل میشه!!! میگین نه؟! خوب امتحان کنین…

لازم میدونم که جواب چند نفر از دوستان رو که توی مطلب قبلی کامنت گذاشته بودن بدم:
در جواب مونا خانوم که پرسیدن «آیا میشه این بلاگ رولینگ فقط لیست کسانی رو نشون بده که آپدیت شدن؟» باید عرض کنم که بله، میشه، اگه دوستانی که (مثل خودم) دیر به دیر آپدیت می کنن (و یا آپدیت می کنن ولی پینگ نمی کنن) رضایت بدن، برای جلوگیری از دراز شدن لیست یه کاری می کنم که فقط آپدیت شده ها لیست بشن.
در جواب سوال دیگه که پرسیدن «ترک بک چیه؟» باید بگم که ترک بک ما رو از وجود مطلبی در سایر وبلاگ ها (و راجع به موضوعی که در وبلاگ خودمون مطرح کردیم) مطلع می کنه. یعنی فرض کنین که دوست من (که اونم وبلاگ مووبل تایپی داره) در مورد این نوشته من مطلبی توی وبلاگش نوشته، وقتی میخواد مطلب رو پست کنه، میاد توی وبلاگ من و روی اونجایی که نوشته «ترک بک» کلیک می کنه و کد ترک بک پست فعلی منو کپی می کنه توی فرم ارسال مطلب وبلاگ خودش و مطلبش رو پست می کنه. حالا هر کی بیاد به وبلاگ من و زیر آخرین مطلبم و توی پرانتزهای جلوی ترک بک عدد یک رو می بینه و وقتی روش کلیک می کنه، اسم وبلاگ دوست من رو توی پنجره ای که باز میشه می بینه. اینجوری من و (خواننده های وبلاگم) از وجود مطلبی در مورد این پست از وبلاگ مطلع میشم.
مسعود عزیزم فرمودن که سبزش لجنی تر شده و سبز قبلی بهتر بوده! من باب تنویر افکار عمومی عرض شود که رنگ های وبلاگ من ابدا تغییر نکرده. تنها تغییری که من ازون مطلع می باشم اینه که مسعودخان مانیتور جدید خریدن و بالطبع مانیتور جدیدشون رنگ ها رو متفاوت نشون میده!!! خوب مسعود آقای گل، اگه رنگ قبلی بهتره، برو مانیتور جدیدت رو بنداز دور و همون قبلی رو استفاده کن!!!
سامان خان! در مورد شیوه درست کردن آرشیو فارسی، حق با شماست. من راه بهتری سراغ دارم که کاملا هم اتوماتیکه ولی فرصت نمی کنم براش کد بنویسم…

به برکت وجود weblogs.us نسخه آزمایشی «فتو بلاگ ارداویراف» راه افتاده. با مووبل تایپ هم راه افتاده. تشریف ببرید وببینید.

پ.ن: من توی این پست در مورد سامان و مسعود و فتوبلاگ ارداویراف مطلب نوشتم. حالا میتونم برم و براشون ترک بک بفرستم. (البته سامان ترک بک وبلاگش رو فعال نکرده) شما اگه دلتون خواست میتونین برین به وبلاگ مسعود و فتوبلاگ ارداویراف و ببینین که ترک بک چطوری اونها رو مطلع می کنه!


تغییرات اساسی

26 آبان 1382

این وبلاگ دچار تغییرات اساسی شده! شاید به چشم نیاد ها…ولی شده.
اول اینکه چه تغییری از این بزرگتر که اسکرولش اومده سمت راست! دوم اینکه توی تمپلیتش تا دلتون بخواد div داره! سوم اینکه تمام مطالب بر خلاف گذشته لینک دایمی دارن. چهارم و از همه مهمتر اینکه آرشیو داره و آرشیوش هم بر اساس تقویم هجری خورشیدیه. پنجم اینکه ترک بک داره. ششم اینکه اسکریپت فارسی نویسی کامنت هاش اصلاح شده! هفتم اینکه قبلا در دراز شدن لیست دوستانی که بهشون لینک داده بودم محدودیت داشتم ولی الان دیگه محدودیتی نیست و میتونم به همه عالم لینک بدم!
خلاصه که بالاخره طلسم شکسته شد و تونستم یه دستی به وبلاگ خودم برسونم…

هفته پیش رفته بودم خوابگاه، پیش بهرنگ عزیز. نکته خیلی باحالی تو اتاقشون دیدم: طراحان ماهر ساختمون توی اون یه قوطی کبریت جایی که بهش می گفتن اتاق، پنکه سقفی تعبیه کرده بودن! همون اول کج و کوله بودن پره های پنکه نگاهم رو کشید طرف خودش. اول خیال کردم که بچه های خوابگاه از فرط بیکاری دست به کج و کوله کردن پره های پنکه زدن! ولی بعد که پرسیدم، تازه فهمیدم قضیه از چه قرار بوده: قضیه زیاد پیچیده نیست ها! اتاق خیلی کوچیکه و وقتی پنجره رو باز می کنن، به پره های پنکه بر خورد می کنه!!! و این دیگه آخر طراحی و مهندسیه!

یکی از دوستای خیلی خوب و خیلی قدیمی ام مدتیه که یواشکی وبلاگ می نویسه! و البته مدتیه که وبلاگش لو رفته و من میدونم که داره می نویسه! تشریف ببرین به وبلاگش و مطالب قشنگشو بخونین. سیامک(که دبیر سرویس ادبی نشریه الکترونیکی سیمرغ هم هست) تخصص عجیبی در انتشار نشریه داره و من در حال حاضر دقیقا نمیدونم که ایشون مدیرمسوول و سردبیر چندتا نشریه است؟!!!


قابل توجه اونایی که منتظر عکس بودن: هم عکسهای همایش مهندسی متالورژی در تبریز و هم عکسهای تولد یکسالگی جواد بازار در کوهسنگی رو گذاشتم توی مشهدیها دات کام. میتونین تشریف ببرین و ببینین.


پریشب مراسم افطاری بر و بچه های سازمان دانشجویان دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی بود. از اونجا که هیچکدوم از کارهای اعضای این سازمان شبیه آدمیزاد نیست(!) خوب طبیعتا افطاری شون هم نباید آدمیزادی باشه دیگه! (برای توضیح عرض می کنم که خود بنده 6 سال است که عضو این سازمان می باشم!) برای نمونه هم که شده مجبورم یکی از عکسای افطاری رو بذارم اینجا که ببینین.
درسته! تعجب نکنین این عکسی که این کنار می بیننین قسمتی از مراسم پایانی افطاریه پریشبه!!! اون آقاهه که داره کلاغ پر میره، اسمش حسن آقاست و یکی از فروشنده های تریای دانشکده مهندسیه! اونی هم که از پشت سر داره بدرقه اش می کنه کسی نیست جز همون دیده بان خودمون! دیگه من توضیح نمیدم که چی شده که کار به اینجا رسیده. خودتون با تخیل خودتون سعی کنین که یه مراسم افطاری رو طوری تو ذهنتون شبیه سازی کنین که آخرش به کلاغ پر رفتن مسوول تریای دانشکده ختم بشه!!! pic37.jpg


امروز درست 12 روزه كه هیچی ننوشتم. خوب الان میخوام همشو جبران كنم!

اول از همه این جمله رو كه دیروز توی برد بسیج دانشكده زده بودن ببینین:

از این جمله هرچی فهمیدین به من هم بگین!

بر و بچه‌های جواد بازار امشب جمع شده بودن توی كوهسنگی مشهد و بقیه مشهدیها رو هم دعوت كرده بودن. جاتون خالی، خیلی خوش گذشت. حسابی جواد بازی در آوردیم. علاوه بر خودم، مهندس سعید، اسكیزوفرنی، اكسیر، رایان، آریوبرزن، حاج امیر، امام امیر، بادمجان و احسان و پسر کارینا و بروبچه های جواد بازار و… هم اومده بودن. فقط نمیدونم چرا هر وقت ما قرار وبلاگی میذاریم از دخترها هیچ خبری نیست!!!

این دو هفته كه گذشت، دو تا تمپلیت طراحی كردم: یكی برای سایت مشهدیها و یكی هم برای وبلاگ اسكیزوفرنی.

قرار بود كه من یه نظرسنجی بكنم از جماعت وبلاگ خون و وبلاگ نویس در مورد طراحی قالب. من توی طراحی قالب روی چند تا نكته خیلی تاكید دارم. برعكس هر كی كه میخواد یه انتقادی از قالب هایی كه من طراحی كردم داشته باشه، یه راست میاد گیر میده به همون هایی كه من روش تاكید دارم. مثلا:

الف-طبق استانداردی كه مایكروسافت برای نرم‌افزارهای مجموعه آفیس در نظر گرفته، وقتی كه جهت نوشتن یا نمایش صفحه رو توی این نرم‌افزارها برای فارسی نوشتن «راست به چپ» انتخاب می كنیم، اسكرول میره سمت چپ صفحه. این كار از نظر من كاملا منطقیه، چون كاربر وقتی داره یه متن رو میخونه و با ماوس خط میبره، وقتی به آخر سطر رسید و خواست صفحه رو پایین بیاره، كوتاه‌ترین مسیر رو تا مكان اسكرول بار طی میكنه. طبق همین قاعده، بنده اسكرول تمام تمپلیت هایی رو كه درست می كنم، میذارم سمت چپ صفحه. حالا ملت هی میان گیر میدن كه اسكرول باید سمت راست باشه، چون با ارگونومی و این چرت و پرت ها سازگار تره و اسكرول باید در سمت همون دستی قرار بگیره كه داره از ماوس استفاده می كنه. حالا من میخوام بدونم كه شما ترجیح میدین اسكرول صفحه سمت چپ باشه یا راست؟

ب-توی صفحه آرایی هر مجموعه‌ای (حالا میخواد این مجموعه كتاب باشه یا مجله یا روزنامه یا صفحه وب) چند عنصر اصلی به عنوان اجزای تشكیل دهنده صفحه استفاده میشه. مثلا برای صفحه آرایی یك مجله ما عناصری مثل : تیتر، متن، سوتیتر، عكس، شرح عكس، پاورقی و فضای خالی رو داریم. دقت كنید كه یكی از عناصر صفحه «فضای خالی» است. یگی از اون چیزایی كه توی طراحی تمپلیت هم شدیدا بهش معتقدم، وجود همین فضای خالی است. اینو تا اینجا داشته باشین فعلا.
یكی دیگه از قاعده های صفحه‌آرایی رعایت طول سطرها مطابق با موضوع نوشته است. یعنی هر نوشته‌ای وابسته به اینكه موضوعش چی باشه طول سطر خاص خودش رو داره. مثلا شما هیچ وقت ندیدین كه یك كتاب رمان را به صورت سه ستونی چاپ كنن، چون رمان باید طول سطر بلند داشته باشه. ولی اكثر مجلات علمی به صورت دو ستونی و سه ستونی چاپ میشن. یعنی مقاله علمی باید طول سطر كوتاه داشته باشه. اما چیزی كه این وسط قطعی و حتمی است اینه كه طول سطر یك نوشته هیچ وقت نباید تغییر كنه و از یه اندازه خاصی هم نباید بلندتر باشه (چون خواننده وقتی به انتهای سطر میرسه، ابتدای سطر بعدی رو گم می كنه) این رو هم تا اینجا داشته باشین فعلا.
توی طراحی یك صفحه وب كلا دو روش اندازه گذاری موجوده: یكی بر اساس درصد عرض صفحه و یكی بر اساس مقیاس پیكسل. توی روش اول اگر یه باكس برای نوشته ها در نظر بگیریم و عرض باكس رو مثلا 80 درصد تعیین كنیم، توی رزولوشن‌های پایین مونیتور، طول سطرها كوتاه و توی رزلوشن های بالاتر، طول سطرها بلند میشه و اگر رزلوشن خیلی بالا باشه، (چون عرض باكس به دنبال عرض صفحه مانیتور كش میاد) طول سطر خیلی بلند میشه. اما توی روش دوم مثلا عرض باكس رو میذاریم 500 پیكسل و این مقدار توی همه رزلوشن های مانیتور ثابت می مونه و بقیه صفحه خالی دیده میشه. به خاطر ثابت موندن طول سطر، قابل تعیین بودن طول سطر و وجود فضای خالی مناسب در صفحه، من همیشه از این روش دوم استفاده می كنم. حالا ملت منتقد هی میان گیر میدن كه چرا صفحه وبلاگ اینقدر خالیه. میگن ما وقتی صفحه رو به صفحه پایین اسكرول می كنیم، مطالب بالاتر رو فراموش می كنیم و انتظار دارن كه طول سطر با عرض صفحه كش بیاد تا مطالب بیشتری توی ارتفاع صفحه دیده بشه. حالا سوال من اینه: طول سطرها بلند باشن (تا خواننده كمتر مجبور بشه صفحه رو به پایین اسكرول كنه) بهتره؟ یا طول سطرها كوتاه و ثابت باشه و بقیه صفحه خالی دیده بشه؟

ج-توی طراحی صفحات دو تا دستور برای تولید باكس داریم: یكی Table و یكی div. وقتی یه مطلبی توی Table نوشته شده باشه، اكسپلورر ابتدا همه محتوای Table رو دانلود میكنه و بعد نمایش میده. یعنی كاربر باید منتظر بمونه تا همه صفحه دانلود بشه و بعد یهو همه سایت رو با هم میبینه. اما اگه یه مطلبی توی div نوشته شده باشه، اكسپلورر هر مقدار كه از محتویات این باكس كه دانلود بشه رو نشون میده. یعنی كاربر دانلود شدن اجزای صفحه رو بتدریج مشاهده می كنه. یعنی اگه یه كاربری سرعت اینترنتش پایین باشه و نتونه همه صفحه رو كامل دریافت كنه، حداقل متن پست آخر رو میتونه بخونه. همین عامل باعث شده تا همه منتقدین تاكید داشته باشن كه حتما حتما برای ایجاد باكس باید از div استفاده بشه. اما من معتقدم كه در هر صفحه علاوه بر متن، باید به طراحی هم توجه كرد. اصلا طراحی صفحه جزیی از موضوعی است كه قراره به خواننده منتقل بشه و اگه كاربری به خاطر پایین بودن سرعت اینترنتش نتونه طراحی یه صفحه رو ببینه و فقط متن رو دریافت كنه، در واقع جزیی از موضوع و محتوای نوشته رو از دست داده. به خاطر همین تاكیدی كه روی طراحی و ظاهر صفحه دارم، اعتقاد دارم كه اگه كسی اومده و میخواد یه وبلاگ رو بخونه، یا باید متن و طراحی همه صفحه رو باهم دریافت كنه یا اصلا هیچی دریافت نكنه!
به خاطر همین موضوعه كه من هنوز سرسختانه از Table برای طراحی استفاده می كنم، اما ری به ری بهم گیر میدن كه چرا از div استفاده نمی كنی؟ حالا سوالم از شما اینه كه ترجیح میدین یك وبلاگ به صورت تدریجی دریافت بشه یا ابتدا به صورت كامل دانلود بشه و بعد نمایش داده بشه؟

پ.ن: خدا یه فرصتی به من بده که من بتونم یه دستی به سر روی وبلاگ خودم بکشم! اون از بخش «دیگران» که نصفشون رو خودم دات کام کردم و هنوز فرصت نکردم لینکاشون رو عوض کنم! یه عالمه لینک هم باید بهش اضافه کنم. اون از آرشیوم که از مرداد ماه هنوز فرصت نکردم مرتبش کنم! اون از بخش یادداشتها که لوگوهاش لود نمیشه! خلاصه که وضع خودم از همه خراب تره!