در ساعت 6:43 pm روز 31 شهريور 1388 در مجموعه روزمره نوشته شد. شما می توانید نظرات این مطلب را با استفاده از RSS 2.0 خوراک دنبال کنید. همچنین می توانید نظر بدهید یا، بازتاب از سایت خود ارسال کنید.
Ardaviraf 
ارداویراف در اینجا نام وبلاگ است.
در میان همه چیزهایی که از زبان فارسی به فنا رفته، یکی هم شمایل نوشتار فارسیه که به همت دشمنان دانا به فونت تبدیل شده و به مدد دوستان نادان، به اوج فنا رسیده است.
همه چیز هم از مفت خوری، راحت طلبی، دانلود طلبی، آماده خواری و گشادورزی ما و دوستان نادونمون شروع می شه. فونت عربی رو آمریکایی های جنایتکار به سفارش عرب های سوسمار خور اختراع کردند و دانشمند نماهای [...]گشاد ما بدون ذره ای تفکر با زور چپون کردن چهارتا کاراکتر کسری، مخترع نخستین فونت های آماده فارسی شدند.
رضا عابدینی معتقد است فاجعه از زمانی شروع شده که حروف سربی در چاپخانه ها به کار گرفته شدن. مثلاً می گفت که چون حرف «ر» باید در قاب مستطیل سربی جای بگیرد، بناچار حرف بعدی (مثلا الف) مثل اون طوری که می نویسیم در دل «ر» جا نمی گیرد و با فاصله درج می شود.

متاسفانه این فواصل نامیزون درمورد همه حروفی که مثل «ر» شامل چاله هایی بودند اتفاق می افتاد و همه متونی که به این روش چاپ می شدن دارای فاصله های بی مورد زیادی بودن.

رضا عابدینی معتقد بود که در کامپیوتر هم همین محدودیت ها وجود داره و به همین خاطره که ما امروز فونت هایی داریم که مثل خروجی ماشین چاپ سربی دارای فواصل اضافه است.

عابدینی نمی دونست که علت اصلی گشادی ها در فونت های فارسی گشادورزی طراحان فونته و اونا اگر فقط کمی کالیبر خودشون رو هم می کشیدن(همونطور که من هم کشیدم!) این مشکل 9 سال پیش حل می شد. چون بیش از 9 ساله که مایکروسافت ابزارهایی در اختیار طراحان فونت سراسر دنیا قرار داده تا بتونن فونتی طراحی کنن که دقیقاً جوابگوی نیاز زبانشون باشه.
6 سال پیش، بعد از یکی از سخنرانی های عابدینی، بهش گفتم که این مشکل مدتیه که حل شده و نمونه هایی هم بهش نشون دادم. اما باور وجود چنین فناوری ای برای استاد ساده نبود و اون همچنان که انکار می کرد مشهد رو برای همیشه ترک کرد.
برای اثبات ادعایم همون روزها فونتهایی درست کردم که مشکلات اصطلاحا تایپوگرافی اش حل شده بود، اما هیچ وقت فرصتی پیش نیومد تا اونا را به استاد نشون بدم و اونو از بند تصوری نادرست رها کنم.
چند سال بعد هم که استاد رو در سخنرانی دیگه ای درباره زایمان روح خوشنویسی دیدم، اونو از وجود چنین فونتهایی مطلع کردم. اما اون بازم وقعی ننهاد و هیچ تمایلی به اونا نشون نداد و به ایده خودش مبنی ضعف کامپیوتر در ارائه فونتی با قابلیتهای تایپوگرافیک فارسی پافشاری کرد.
اکنون سالها از آن اتفاقات گذشته و من دیروز ضمن شخم زدن هارد های قدیمی ام چند تا از اون فونتهای قدیمی رو پیدا کردم. یک نمونه اش رو قبلاً در طراحی نسخه بتای ارادویراف به کار برده بودم. نمونه های دیگه ای رو هم نشونتون میدم تا بدونین که دشمنانمون در آمریکای جهانخوار چقدر به فکر تکامل ابزارهای نوشتاری زبانمون هستن و ما چقدر قدر ناشناسانه و گشاد نشسته ایم.
حالت عادی فونت تیتر

فونت تیتراصلاح شده

حالت عادی فونت نازنین

فونت نازنین اصلاح شده

حالت عادی فونت کامپست

فونت کامپست اصلاح شده

دقت کنید که برای این نمونه آخری چندین نوع «ی» طراحی کرده ام، طوری که طول کشیدگی حرف «ی» متناسب با حروف ما قبلش تغییر می کنه.
September 22nd, 2009 at 7:15 pm
کاش فونتا رو واسه دانلود می ذاشتی استفاده کنیم ! الان فقط شبیه یه جنس شیک پشت ویترینه که دستمون بهش نمی رسه…
September 22nd, 2009 at 7:16 pm
یه سوال : از چه ابزار و برنامه ای واسه ویرایش فونت استفاده کردی ؟
September 22nd, 2009 at 10:08 pm
سلام جناب ارداویراف
از خواندن نوشتهتان ــــ که به تصادف دیدماش __ خوشنود شدم. دربارهی فونتفارسی چند نکته هم من بیفزایم:
نخست شکل نویسه(کاراکتر) صفر است که در فارسی مانند نویسهی نقطه است و این امر تشخیص آن دو را از هم دشوار میکند. مگر آن کلمههای پس و پیش از آن خوانده شوند. با کمی دقت میبینیم که شبیه این مشکل برای نویسههای 0(صفر) و o(حرف اوی انگلیسی) هم وجود دارد اما سازندگان فونت صفر را کمی کشیدهتر ساختهاند تا از صفر تشخیصدادنی باشد. این را هم بیفزایم که در نرمافزار ویرایندهی پارسیتک چنین مشکلی وجود ندارد. اما من اگر بخواهم چیزی را با ورد بنویسم مشکل دارم.
دوم استفاده از برخی اکسنتها برروی حرفهای زبان فارسی است برای از بین بردن ابهام آنها. برای نمونه اگر بنویسم «کتابی مینویسم» خواننده نمیتواند دریابد که آیا در حال نوشتن یک کتاب هستم یا منظور سبک نوشتنام مانند کتاب است(یعنی کتابی قید است). این امر را ــــ همانطور که استاد داریوش آشوری در کتاباش پیشنهاده است ـــ میتوان با استفاده از یای نکره(ي) حل کرد. تفاوت آن با یای معمولی داشتن دو نقطه در زیر آن است.
البته آشوری پیشنهادی هم در مورد واو دارد که آن را دیگر نمیآورم.
یک مشکل دیگر سازگاری با استاندارد یونیکد است تا نوشتار نابسته از ساختار سیستم عامل گردد.
در فونتهای رایج فاصلهی کسرهی اضافه از حرف پیش از خود زیاد است (در برنامهی ورد البته) نمیدانم این مسئله در مورد فونتهای شما چهطور است؟
البته خود نیک میدانید که انجام این جور کارها به صبر و حوصلهی زیاد نیاز دارد و نباید خیلی دربند بهبه اینـوـآن بود. چه بسا داشتن این انتظار که همهی مشکلهای فونت فارسی را شما یکتنه و به تنهایی حل کنید انتظاری خام و دور از انصاف باشد.
من خود سالها پیش کوشیدم موردهای بالا را با استفاده از برنامهی font creator حل کنم. دستپختام چیز گوارایی نشد چون نتوانستم از آن در برنامهی ورد استفاده کنم. حال اگر شما کمی از روشتان بگویید(یا به من ایمیل بزنید) خوشحال میشوم که بتوانم کمک کنم.
یک نکته: گویا در نوشتهتان از نیمفاصله استفاده نمیکنید. میتوانید در ویندوز با فشردن سه کلید ctrl و shift و 2 نیمفاصله بسازید.
پیروز و سلامت باشید
آرش
September 22nd, 2009 at 11:41 pm
عالی و بی نقص.البته می شد کمی هم با آموزش ترکیب شه تا خواننده یاد بگیره چه جوری خودش برای خودش فونت دلخواهش رو بسازه و چه بهتر می شد یه ابزار فونت ساز با لینک دانلود معرفی می شد و چه عالی می شد اگر کمی مودبانه نوشته می شد!!!!
September 24th, 2009 at 4:50 pm
خیلی فونتهای قشنگی در اومده به خصوص از کامپستش خیلی خوشم اومد. به خصوص بیشتر حال کردم، چون همین 3-4 روز پیش دیدم خفه کردیم اینقدر با نازنین پایان نامه نوشتیم، با تاهوما وب. داشتم فونتهای فارسی رو میگشتم و دیدم اکثرا به غایت بی معنا هستن. به خصوص وقتی کار به فونتهایی سری serif و sans serif انگلیسی میرسه معادلهای فارسیش یکی از اون یکی بی دقت تره. در مورد فونتهایی هم که اومدن هنر بریزن همه شبیه مد اون وقتاس که تازه مردم توی ایران کامپیوتر میخریدن.
September 25th, 2009 at 1:58 am
1. گفتار نیک نداشته باشی یعنی ایرانی نیستی، همانگونه که خیلیهای دیگر نیستند.
2. چرا من تفاوتی در این نمونهها که گذاشتی نمیبینم؟
3. رضا عابدینی درباره فونت Iran Nastaliq و برنامههای خوشنویس و چلیپا چی میگن؟
September 25th, 2009 at 9:29 am
آرمان جان
تو که به همه فناوریها دست پیدا کردهای، لطفاً به این فناوری نیمفاصله هم دست پیدا کن.
من نمیتونم پا شم بیام مشهد یادت بدم. خودت باید زحمتش رو بکشی.
خداییاش حیف نیست آخه؟
پ.ن: راستی، به این قضیه باید مشکل حرکتها (زیر، زیر، پیش یا همون فتحه و کسره و ضمه و …) رو هم اضافه کرد. فونتی ندیدهام که مخصوصاً در اندازههای کوچک، بتونه درست حرکتها رو نمایش بده
September 25th, 2009 at 8:13 pm
لینک این پستت رو تو وبلاگ آی تی لاین دیدم. خیلی خوشحالم که این قدر برات فونت فارسی مهمه. کاشکی لینک دانلود فونتهایی که اصلاح کردی رو میزاشتی.
September 25th, 2009 at 10:01 pm
[...] لحنی بیادبانه اما مطلبی مفید: http://www.ardaviraf.com/?p=583 [...]
September 25th, 2009 at 10:29 pm
برایِ کار ِ زبانی ِ من، انصافاً نوشتار ِ به-درد-خوري بود. و باید نکتههایي نیز اضافه کرد که در «اصلاح ِ زباننگاره (رسمالخط) ِ فارسی» جای میگیرد و… ضرورت ِ رعایت ِ برخی «جدانویسی»ها، «سر-همنویسی»ها و «نقشنما (کسره)یِ اضافه.
«ارداویراف» به زباننگارهیِ وبلاگ ِ من یا دستور ِ خط ِ استاد داریوش ِ آشوری نگاهي بیاندازید:
http://www.ashouri.malakut.org/
ارادتمند؛
وبگل
September 26th, 2009 at 12:47 am
با سلام به شما دوست عزیز
سایت خوشکلی داری ٰ واقعا با مطالبش حال کردم
اگه خواستی می تونیم با هم تبادل لینک کنیم
لینک منو با عنوان زیر بزار تو سایتت و بهم خبر بده تا لینکت رو بزارم تو سایتم
بزرگترین مرجع دانلود نقشه های معماری
http://www.parsiancad.ir
سبز باشید
September 26th, 2009 at 1:41 am
ba salam
manam shoma ra ba onvane ardaviraf link kardam
az hamkaritoon mamnoon
sabz bashi
September 26th, 2009 at 7:20 pm
[...] Ardaviraf » آرشیو » قصه بی نوایی فونت های فارسی در میان همه چیزهایی که از زبان فارسی به فنا رفته، یکی هم شمایل نوشتار فارسیه که به همت دشمنان دانا به فونت تبدیل شده و به مدد دوستان نادان، به اوج فنا رسیده … http://www.ardaviraf.com/?p=583 – ذخيره شده – صفحات همسان [...]
September 28th, 2009 at 11:59 pm
فونت آخري رو ميشه بزاريد براي دانلود ؟
September 30th, 2009 at 3:32 am
فونت آخری اگه روش بیشتر کار بشه می تونه گزینه خوبی برای زیرنویسهای فارسی باشه!
امیدوارم حداقل توی دانشکده های هنر یکم از این چیزها یاد دانشجوها بدن تا هنر ایرانی حفظ بشه!
September 30th, 2009 at 6:03 pm
واقعا مطلب مفيدي بود
و همينطور كامنت هاي دوستان
September 30th, 2009 at 6:04 pm
اي كاش حداقل اسم برنامه رو معرفي مي كرديد
October 9th, 2009 at 8:32 pm
[...] قصه بی نوایی فونت… [...]
October 11th, 2009 at 1:24 am
اول اینکه خوشحالم که سالی شش ماهی یا ماهی یک بار مینویسی. دوم اینکه فکر نکن با این پست میتونی خودت رو علی رغم وقت و دغدغه ای که برای اصلاح تایپوگرافی فونت فارسی گذاشتی از تهمت گشاد ورزی مبرا کنی نشان به این نشان که تنها به کشف (یا ساخت) این نوع فونت بسنده کردی و هیچ تلاشی در نشر ان نشان ندادی و حالا که بعد سالها از این تلاش پرده بر میداری از سر کشف اتفاقی فایلی گمشده در ارشیو فایل هایت است.
October 11th, 2009 at 1:25 am
{ ارداویراف قدرت گرفته از نیروی وردپرس} از این عبارت خیلی حال کردم. لذت میبرم از اینکه سعی میکنی حتی در بی اهمیت ترین و نا دیدنی نکته ها هم متفاوت باشی